پس لرزه های غزل

شعر و ادبیات

باخبر
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢٦  کلمات کلیدی:
باید برای تو دلش مرد خطر باشد 
مرد خطر اما بدون شورو شر باشد 
باید تو را هرکس که می بیند شبیه من 
یک عمر در حال و هوای خود , پکر باشد 
حسی که من دارم به تو مانند امواجِ
عاشق کش  اعماق  ِ دریای خزر باشد 
تنها ترین مرد غزل از نیمه شب تا صبح 
تنها میان شعله ی غم غوطه ور باشد 
تنهایی یک مرد یعنی اینکه بعد از این 
یک عمر را با سایه ی خود همسفر باشد 
کارش به کار خویش باشد هرکجا باشد 
حتا برای خویش هم بی درد سر باشد 
چشمش به هر کس می خورد هر روز بایستی 
در بین جمعیت شبیه یک نفر باشد 
ای عشق !ای از حال این دیوانه ها غافل !
ای کاش قلبت از دل ما باخبر باشد 
#سید_مهدی_نژاد_هاشمی 
@poemnezhadhashemi

 
← صفحه بعد