دلش خوش است به فردای بهتری که ندارد

به بالهای رهای سبک پری که ندارد

پرنده نیست هرآنکس که در محاق دل ِ خود

هنوز زل زده بر سینه ی دری که ندارد

به جنگ یک طرفه می رود بدونِ توجه

به پشت گرمیِ انبوه لشکری که ندارد

چه فرق می کند امشب به خویش ماه ببالد

پلنگ را بکشد سمت معبری که ندارد

شبیه سیب نچرخد هزارسکه شانسی

که دل سپرده به آن روی دیگری که ندارد

دلش خوش است که نامش پرنده است پرنده !

وپرت می شود از اوج باوری که ندارد

.

دلت خوش است پرنده ، پرنده نیست از این پس

که جان به در ببرد پشت سنگری که ندارد

سید مهدی نژادهاشمی





تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٢٥ | ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سید مهدی نژاد هاشمی | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.