اما کلاغ قصه بودن ،کیفرش سخت است

با دیگران تنها نشستی باورش سخت است 
نا مهربانی های تو سرتاسرش سخت است 
تو آتش جامانده یی در زیر خاکستر 
فکر تورا خاموش کردن در سرش سخت است 
آتش بیار معرکه! همراهی با این 
بادی که بر هم می زند خاکسترش سخت است 
کوروش اگر از خواب بر خیزد به یکباره 
چشمش بیفتد بر زوال کشورش سخت است 
هرگز نفهمیدی منم آن پادشاهی که
خوردن زمین در پیش چشم لشکرش سخت است 
خواهی نخواهی آخر این راه ،گمراهی ست 
اما کلاغ قصه بودن ،کیفرش سخت است 
اصلن رفاقت کردن این سکه ی بدشانس
با نیمه ی پنهان روی دیگرش سخت است 
.
مأیوس و سر ریزم نکن از جام لبهایت! 
بی شوکران راه آمدن تا آخرش سخت است 
سید مهدی نژادهاشمی

جواب به سوال برای اولین و آخرین بار 

 

شعر صور خیال است منطق سقراطی و ارسطویی تعریف شعر را مشخص کرده است ضمیر "ش" مربوط به شخصی خاصی که شما به دنبال آن هستید نیست  به هرکسی برمی گردد که شعله در وجودش باشد ضمیر مجهول عمدی آمده است ... در ضمن اگر شما دستی در نوشتار دارید یا کارشناس ادبی یا همکار بنده  هستید و می شناسمتان با نام مستعار سوال نفرمایید مح ر س پ  به قولی بعید است از شاعری شعرش را توضیح دهد امیدوارم ................

/ 2 نظر / 18 بازدید

http://hagheghat.persianblog.ir

یزدانی

زیبا بود لذت بردم.... دست مریزاد