نهنگ ها


هیچ کس
در هیچ کجای دنیا
با دیدن دریا از خواب نمی پرد
مگر زمانی که تمام نهنگها  خود کشی کرده باشند
ولی اینبار فرق دارد
خبری از نهنگها نیست !
خبری از هیچ کس و هیچ چیز نیست !
خبری نیست که دل ِ دنیا را بلرزاند !
تنها دوربینی ست در این بحبوحه ی مرگ و مرگ
تنها کودکی ست با تمام آرزوهایش
تنها کودکی ست با شیطنت های نکرده اش
تنها کودکی ست در آغوش شنهای سرد ساحل
تا تمام شرافت انسانها را
به ساحل پیوند بزند
به سجدگاه ماسه زاری که
هیچ کدام از کشورهای مدعی تمدن
در آن نماز نمی خوانند
به خدایی که در همین نزدیکی ست
برخیز
سرت را بالا بگیر
نفس بکش
اینجا تمام گوش ماهی ها
از رازی می گویند
که با خدا می گویی
سید مهدی نژادهاشمی

به کودک شهید سوری که قبل از شهادتش می گوید همه چیز را به خدا می گویم !

 

به کودک شهید سوری که قبل از شهادتش می گوید همه چیز را به خدا می گویم !

 

این دستهای خونی

نه به رنگ انارند !

نه شاتوت !

نه حتا گیلاسهایی که نقطه ی پیوندشان از جنس اردیبهشت است !

این دستها پاک نمی شوند

با هیچ آبی

با هیچ بارانی

با هیچ سرکوبی

خدا این دستهارا نمی بخشد

به هرکجا بروید  این دستها را نمی شود پنهان کرد

نه موقع سلام

نه موقع خدا حافظی

این دستها را نمی توان شست

تمام  صابون ها

بوی تعفن می گیرند

باید فکری کرد

دستهایتان عوض شود

حافظهایتان پاک شود

این کودک به محض اینکه خدا را ببیند

خواهد گفت چه برسرش آورده اید

سید مهدی نژادهاشمی 

/ 0 نظر / 29 بازدید