موج

گره روسری ات ساحل دریاست مگر ؟!

هوست موج ِپریشانی دلهاست مگر

دست بر صورتت از شرم گرفتی و گمان

برده اند آدمیان محشر کبراست مگر

مرز بین دونقیضین شده تاب و تبت

بوسه ات جمع تولاو تبراست مگر

قبله ی حاجتمان گوشه ی ابروی تواست

چشم تو صومعه و دیرو کلیساست مگر

سر خونین کفنان بر سر راه افتاده است

پشت پرده به دلت میل تماشاست مگر ؟!

بر صلیب است و به آتش بکشانی دل را   3

خم گیسوی سیاه تو چلیپاست مگر ؟!

.

دامن از دار به دوشان سر راه نگیر

دستت از خون دل ِ خلق مبراست مگر ؟!

سید مهدی نژادهاشمی

 

3-


به ادعای ارباب کلیساها، صلیب از روزگاران کهن و برای نخستین بار با قربانی شدن مسیح به خاطر بخشوده شدن گناهان مردم مظهر مسیحیت شده است.

 

صلیب یا چلیپا که در اصل واژه ای آرامی است، یکی از مقدس ترین نمادهای کیش مسیحیت است، به شکل دو خط متقاطع و معمولا عمود بر هم و نیز وسیله ای کمابیش به همین شکل که سابقا برای شکنجه و اعدام مجرمین به کار می رفت. صلیب در کشورهای مسیحی زینت بخش کلیسا و دیرهاست و کشیشان در تعلیمات خود هنگام نیایش آن را سرچشمه لایزال و نیروی سعادت بخش این جهان می دانند.

 

به ادعای ارباب کلیساها، صلیب از روزگاران کهن و برای نخستین بار با قربانی شدن مسیح به خاطر بخشوده شدن گناهان مردم مظهر مسیحیت شده است. از سده ها پیش، چلیپا (صلیب) «پرچم مقدس» کلیسا بوده و مسیحیان به هنگام غسل تعمید آن را به گردن می آویختند. در حقیقت صلیب پیشینه ای بسیار کهن تر از مسیحیت دارد و به دوره های زندگی انسان مربوط می شود.

مطالعات باستان شناسی این حقیقت را اثبات می کند که در جوامع ابتدایی، مردم به چلیپا چون مظهر آتش احترام می گذاشتند و علت آن هم این بود که دو چوب را که روی هم می گذاشتند و می ساییدند و با آن آتش می افروختند، شکل صلیب داشت. تصویر دایره ای خورشید که پایان بخش شب و نوید دهنده روز بود و همچون آتش روشنی بخش با صورت صلیب شبیه بود، انسان ابتدایی که در پرتو تجربه خویش آتش را بازدارنده قهر طبیعت و نگاه دارنده او در برابر جانوران وحشی می دید، نشان آن را نیز دارای نیروی مافوق طبیعی و معجزه آسا تصور می کرد و بتدریج نماد صلیب به مظهر جادو و جلوه خدایی مبدل شد.

انسان ابتدایی برای حفظ جان خود در برابر ارواح خبیثه این نشان را روی ظروف، جامه و تزیینات زندگی خویش نقش می کرد. از این رو ظروفی مربوط به دوران مفرغ (۳۰۰۰ سال پ.م) به دست آمده که روی آن نقش صلیب دیده می شود. در کشفیات باستان شناسی هم چنین از سرزمین بین النهرین تصویر «شمشی ادد» شاه آشور (۸۲۴ ـ ۸۱۲ پ.م) پیدا شده که بر سینه اش چلیپایی مانند صلیبی که مسیحیان آن را مظهر مسیح می دانند، آویزان است. قرن ها پیش بوداییان در سرزمین هند صلیب را گرامی می داشتند. اما به هر حال عامل عمده ای که سبب شهرت صلیب شد، مصلوب کردن عیسی مسیح بود. در قرن دوم میلادی صلیب نماد ایمان مسیحی و در قرن چهارم میلادی به موجب منشور میلان (به موجب این فرمان کنستانتین امپراتور روم دین مسیحیت را در سراسر روم به مشروعیت شناخت) «صلیب واقعی ای» که عیسی بر آن مصلوب شده بود، عنوان نماد پیروزی مسیحیت را یافت.

ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه در این مورد می گوید که روز هفتم ایار عید پیدایش صلیب است که در آسمان به ظهور رسید. عده ای از مسیحیان گویند که در عهد کنستانتین که مظفر و فاتح لقب دارد، در آسمان چیزی مانند صلیب از انار یا نور پیدا شده بود. به کنستانتین گفتند که آن را علامت پرچم خود گرداند تا در جنگ ها پیروز شود و او نیز چنین کرد و بر سلاطین دیگر غالب شد و به این جهت کیش مسیحیت را پذیرفت و مادر خود «هیلانه» را به بیت المقدس برای یافتن چوب صلیب فرستاد، و او سه صلیب آورد که با آزمایشی که کردند، به دلیل این که یکی از آنها مرده ای را زنده کرد، صلیب واقعی تشخیص داده شد. عده ای دیگر گویند: چون عیسی را به دار آویختند، صلیبی که به شکل دلفین است و اعراب آن را قعود گویند، این شکل جلو محل دار به ظهور رسید که به ویژه قول نخستین رابطه صلیب را با آتش معین می کند. بعدها صلیب نشان شرکت کنندگان در جنگ های صلیبی قرن های ۱۱، ۱۲ و ۱۳ بود.

صلیب با هاله ای از مفاهیم مسیحی آن در ادب فارسی شهرت دارد. فردوسی می گوید:

بزد کوس و آورد بیرون صلیب / صلیبی بزرگ و سپاهی مهیب

علاوه بر این صلیب در فرهنگ های فارسی به معانی زیر نیز به کار رفته است:

داغی مر اشتران را بر شکل چلیپا و چهار ستاره و صورت یازدهم از صور ۱۹گانه شمالی فلکی که آن را دُلفین نیز نامند و شکلی که از تقاطع خط محور و خط استوا در فلک پدید آمد و آن را صلیب افلاک و صلیب اکبر نیز گویند.

 

 

برخیز و شور تازه به پا کن مُحرّم است

این خیمه ها به صبر کم آورده مَحرم است

صاحب عزای روضه علمدار عالم است

خون ِحسین (ع) سرخی خط ِ مقدم است

از علقمه بپرس؟ وفای به عهد چیست ؟!

خشکیده کام بر لب ِ شط ِ فرات کیست ؟!

صف می کشند دوروبر ماه ناگهان !

آماده اند  گله ی کفتار ِسخت جان

وقتش شده است فاتحه ی رحم را بخوان !

لبخند سرخ ، عاید عشق است از جهان

پایان شب که خون سحر می دمد کم است !

از بار غم زمین و زمان می خمد کم است !

مردی درانتظار شهادت نشسته است

چشم انتظار لحظه ی رخصت نشسته است

دنیا به سوگ روز قیامت نشسته است

عباس (س)  با حسین (ع) به خلوت نشسته است

ای آسمان به مرثیه بنشین زمان کم است

در پای نخل خون ِ سرازیر ِ پرچم است

در اختیار ساقی اگر مشک ِ آب بود

نبضش شبیه اهل حرم در شتاب بود

هرچند زیر بارشِ تیرِ مذاب بود

مهتاب داغدار ِ لبِ آفتاب بود

بر روی لب دم ِ روحی له فدا

یا آفتاب ِ قبله ی توحید الوفا

مشک ِ هزار تکه ی پر اضطراب را

تفسیرِ معجزات تن ِ انقلاب را

لبهای خشک اصغر و اشک ِ رباب را

دست سوار صف شکن ِ روی آب را

باید که دست بر سر ِدل مویه ها گذاشت

دستی قلم نشان ِ علم ها ، جدا گذاشت !

از دست ، ! معجزه است که مانده است روی دست

درروبروی چشم شغالان ِ شب پرست

عباس(س) عاشق است که عین الیقین شده است

تا روی چهره اش بگذارد حسین (ع) دست

یاللعجب! زمین و زمان درد می کشد

از این همه جماعت نامرد! می کشد !

از خیزان بپرس که آغاز می کند

در را به روی جلوه ی حق باز می کند

خورشید با تلاوتش اعجاز می کند

عشق از ضمیر آینه پرواز می کند

دریا دلی به ساحل دیدار آمده

مهتاب تا سراچه ی دلدار آمده

تنگ غروب،  سلسه ی درد خوشتر است

چشمان ِقدسیان همه بر سینه ی در است

هفتاد دو ستاره در انظار محشر است

مهمان فرش و عرش حسین بن حیدر(ع) است

واحیرتا ! که خون حسین (ع)است بر زمین

مرز مشخص است به اقلیم ِ کفر و دین

هفتاد دو ستاره صف ِعشق بسته اند

چشم انتظارِ ساقی کوثر نشسته اند

مرز میان عشق و جنون را شکسته اند

در را به روی آل محبت نبسته اند

اِنّ الحسین مأمن ِ دنیا و آخرت

شکر خداست دست شما باب ِ مغفرت

باید فقط برای شما عاشقی کند

این اشکها به پای شما عاشقی کند

با داغ کربلای شما عاشقی کند

یا شعر در هوای شما عاشقی کند

یا اشک در رثای شما شاعری کند ...

شکر خدا که عاشق آل پیمبرم

سید مهدی نژاد هاشمی

 

 

 

/ 0 نظر / 24 بازدید