شعر رضوی

صاف و ساده در دل و جان نقش بستی بیشتر

پیشگاهت آمده هر لحظه دستی بیشتر

عشق تو پاک و صمیمی آفتابی روشن است

تانگیرد آینه از غم ، شکستی  بیشتر

از شفای عاجل مردم حکایت می کند

با کرامت وا شود گر قفل و بستی بیشتر

پرشده چشم هزاران زائرت از عطر تو

دارد این احساس مالامال مستی بیشتر

هفت شهر عشق را عطار اینجا یافته

جام ها پر می شود از می ، پرستی بیشتر

عذرمن را می پذیری ؟! شاعری دیوانه ام

در دل عشاق درمانده ، نشستی بیشتر

.

شاعری پابوس طوسم بی تو هیچم هیچ هیچ ...

ضامن آهوی احساسم تو هستی ، بیشتر

سید مهدی نژادهاشمی

/ 0 نظر / 29 بازدید