آرامشت نماد شبیخون دیگری ست

آرامشت ، نماد ِ شبیخون دیگری ست 

بغضت اسیر پنجه ی کارون دیگری ست 


فریاد های یخ زده ی در گلوی تو 

در انتظار فتح ِتریبون دیگری ست 


 اینجا کسی نمانده دلش زنده با امید 

این شهر مبتلای به طاعون دیگری ست 


رسم وفاست بر دل ما و نگاه تو 

پابند اعتقاد به قانون دیگری ست 


کامت شبیه لیلی لب تشنه ی جنون 

خواهان خون در رگ ِ مجنون دیگری ست 


لختی غزل بخوان که مراعاتمان کنی !

لختی غزل ،بهای دل خون دیگری ست 


بیرون نمی روی به خدا از دلم ،ولی 

افسون چشم های تو افسون دیگری ست 


#سید_مهدی_نژاد_هاشمی 


.

/ 0 نظر / 4 بازدید