شعر نردبان سید مهدی نژادهاشمی


ما را نه مخفیانه دار زدند 

نه با ترور

کشتند

گذاشتند 

آرام آرام بمیریم 

بی آنکه 

حس کنیم 

راه نفس کشیدن

صبح به صبح 

تنگ تر می شود 

بی آنکه بدانیم شرطی شده ایم 

نمی دانستیم مرغها نمی پرند 

از پرتگاه

نمی دانستیم 

آسمان وارونه خواهد بود

پرواز گلوگیر

خفتمان کردند 

عریان تر از باد 

تا تجربه ای به نام دوست داشتن نداشته باشیم

مثل یک جزیره 

که گم خواهد شد 

در منتهاالیه اقیانوس

ایستادیم

مانند یک درخت

بی آنکه حس کنیم درختها ایستاده می میرند 

حتی اگر 

نردبانی باشند 

برای روز مبادا 

نردبانی باشند 

برای تو 

که دستت به ماه نمی رسد 

#سید_مهدی_نژاد_هاشمی

/ 0 نظر / 21 بازدید