خاکستر


چشم های زغالیت آخر. آتش زیر خاکسترم کرد 
آنچنان برخودم پشت کردم. که ندانسته بی سنگرم کرد
حس وحال شکوفا شدن را زیر حجم زمستان فرو برد
هرچه کوشیده. جان سخت تر شد. آخرش در خودم پر پرم کرد 
مثل حواریون عاشقم بود مثل عیسی مرا جان به لب تر 
مست چشمان بی احتیاط و منگ شام خوش آخرم کرد
دوست یا دشمن خونی من آشنا یا غریبه. ندارد فرق وقتی که چشمان مستش مار در آستین ترم کرد
بر رگ گردنم فروهر نیست. یاصلیبی نشان وفایی. تیغ لختیست لرزان, بگوید مثل منصور پیغمبرم کرد
با نگاهش دل ودین من رفت .آرزوهای من مختصر شد
کل دارایی بی کسان را بوسه بر قبر بی پیکرم کرد. .
.
آه 
فرمانروای ستمگر دولت پادشاهیت سرخوش من همانم که روزی نگاهت امپراطور بی لشکرم کرد
مشت خاکی گرفتم به پنجه گرچه فتحت شدم سرشکسته 
آه دنیای من آرزویت 
جبر تاریخ اسکندرم کرد 

از من بریدی آخرش هم ، بابت ِ دینم

ای پایه ی لرزان تر از ایمان ِ دیرینم

قربان روی ماه ِ تو ای دختر ِقاجار

قرص است حتمی خاطرت با خواب ِ سنگینم

تنها پلنگ ِ تو سری خور می شوم اما

تنها تویی ای ماه تابان ، دین و آیینم

کز کرده ام هرچند امشب کنج شومینه

سرمای ِ احساس ِ تو را در خویش می بینم

فرهاد بودن حس تلخی دارد این ایام

گاهی بیا بالینِ من بانوی شیرینم

باید درو دیوارِ شهرت محرم باشد

اینرا به گوشت می رساند ، گر  ، خبر چینم

یخ کرده ام احساس من را تو نمی فهمی !

دیوانه ای سرخورده در دارالمجانینم

.

قهوه سرای چشم هایت کافئین دارد

باید بدانی می دهد یک عمر تسکینم

مهدی نژادهاشمی 

/ 3 نظر / 9 بازدید
همکاري در فروش

سلام وبلاگ جالبي داري بزرگوار به ما هم سر بزن مهربون و نظرت رو در مورد سايتم بگو لطفا http://shopgostar.info/ [گل]

همکاري در فروش

سلام وبلاگ جالبي داري بزرگوار به ما هم سر بزن مهربون و نظرت رو در مورد سايتم بگو لطفا http://shopgostar.info/ [گل]

مهتاب

سلام خوبي خوبم-از وبلاگت خوشم اومد.اگه پايه اي بيا تو سايتم و لينک وب لاگتو برام بذار تا من وبقيه بچه ها بتونيم هميشه ادرس سايتتو داشته باشم و بهت سر بزنيم. منتظرم[قلب]