فردا

فرادا، همین امروزهای رنگ ِپاییز است 

باور نخواهم کرد فردا را ، غم انگیز است 

.......

باور نخواهم کرد حتی درمیان خواب 

اردیبهشت خاطرت با غم گلاویز است 

-------


از مولوی تا منزوی در من پلنگی پیر 

دلواپس مهتاب روی شمس تبریز است 

--------

کار خدا را باش در من سربداری مست 

خواهان رودرو شدن باخشم چنگیز است 

--------

سال هزار و سیصدو ...وقتی که می آیی 

ثبت است در تقویم ها از عشق لبریز است 

------


گاهی بیا لبخند بر لب، جام می بردست

تا بشکند توبه هرآنکس اهل پرهیز است 

........

از شوکران پرکن برایم جام را ساقی 

قابل ندارد بذل این جانی که ناچیز است 


#سید_مهدی_نژاد_هاشمی

#شعر_پاییز

شعر_انتظار

#شعر_غزل

/ 0 نظر / 39 بازدید