شدم خمخانه ای مخمور از بس که تو زیبایی


شدم صد جلوه ، نورانور از بس که تو زیبایی 

چنان ،خمخانه ای مخمور از بس که تو زیبایی 


من از روی خودم هم شرم خواهم داشت بنشینم 

تماشایت کنم از دور از بس که تو زیبایی 


کسی نزدیک می آید سراپا چشم خواهد شد 

جهان از شوق دورادور از بس که تو زیبایی 


زیادی کرده گیرائی تو هرگز نباید گفت 

که زیبایی تو "بی منظور "از بس که تو زیبایی 


اگر مست و خراب افتاده اند از پا به پای تو 

به لطف حضرت انگور از بس که تو زیبایی 


شده بی جنگ تسلیم دوچشم مست تاتارت 

تمام شهر نیشابور از بس که تو زیبایی 


سری بر دار می رقصد سری بردار می چرخد 

سری چُنان، سرِ منصور از بس که تو زیبایی 


مرا با سر بداران لبت محشور گردانم 

که پر شور و شرم بدجور از بس که تو زیبایی 




#سید_مهدی_نژاد_هاشمی

/ 0 نظر / 36 بازدید