لاله ای را که تو چون اشک سیاوش کردی


بانگاهی دل ما را تو مشوش کردی 
آنچنان گیر ، که مستوجب آتش کردی 
هر کسی با تو نشسته است نمی فهمد که... !
زیر چشمان سیا مست هلاکش کردی
حافظ از روی تو با لهجه ی تاجیکی گفت:! "
عاشقی شیوه رندان بلاکش "کردی 
هر زر ناسره ای پیش تو آمد یک آن 
با تب وتاب تنت سکه ی بی غش کردی
گر نظر بازی با سنگ کنی! لعل شود 
قلب ما را تو به خونابه منقش کردی 
چارده قرن فقط سلسه ی شاعر ها
غزلی ساده سرودند وتو دلکش کردی
گر به ما دل ندهی دست قضا خواهد چید 
لاله ای را که تو چون اشک سیاوش کردی 

/ 0 نظر / 14 بازدید