چای

Seyedmehdi Nezhadhashemi:
با پیرهن ِ برتنِ خود مسئله دارد 
روحی که دلی زخمی و بی حوصله دارد 
از خاک به خاک است اگر عاقبت ِ ما 
با تو چِقَدَر  زندگی ام فاصله دارد 
تو کاخ نشینی و دل ِ کوخ نشینان 
با دیدنت از عالم و آدم ،گله دارد 
در سینه ی  دل تنگ ترک خورده ی بی درد 
چون شهر فراموش شده زلزله دارد 
قدری بنشین دم بِکِشَد چای نگاهی 
که با نظرت  در  دل ِ خود غلغله دارد 
دلتنگ نگاه تو از این بام به آن بام 
ماهی یست که دل پشت سَر ِ قافله دارد 
/ 0 نظر / 43 بازدید